محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

62

مجربات اكبرى ( فارسى )

فصل در شب كورى يعنى ؛ رتوندهى : به صاحب اين مرض هر صباح دو دام ، روغن گاو بنوشانند و فلفل دراز و قرنفل در لعاب دهن اسپ سائيده ، اندكى در چشم كشند . ديگر ؛ قطره از خون تازه خر در چشم چكانند و فلفل دراز با جغرات سائيده در چشم كشند . ديگر ؛ كرم شب تاب كه به هندى جگنو گويند ، شب يكشنبه با برگ تنبول بخورانند . ديگر ؛ فلفل دراز در شب ميان جگر گوسفند بخلانند و بر آتش نهند كه سوخته نشود ، پس فلفل مذكور بر آورده ، با شهد آميخته در چشم كشند . فصل در پريدن چشم : بگيرند كايهپل و جائفل در روغن چنبيلى سائيده بر پلك بمالند . دوائى كه با مهنى و پربال و پهوله و ده لكه و جاله و خارش و باد چشم را نفع دارد در همه باب خوب است ؛ بگيرند جست دو دام ، و در ظرف آهنى انداخته بر آتش بگذارند تا آب شود بعده آب ساگ بتهوه بگيرند و اندك اندك بر آن جست « 1 » گداخته چكانند تا جاست خاكستر شود و رنگ زرد مائل به سپيدى متلون شود پس بر آورده و باريك صلايه كرده در چشم كشند و مقدار انگشت كه در آن تيار مىشود و اين دواء دو سير است . ديگر كه بياض چشم را اگر چه سطبر شده و ديده را پوشيده باشد و بر طرف سازد ، مجرب است ؛ پنبه دانه ، را بكوبند و مغز برآورده ، روغن كشند ، دو دانگ كف دريا كوفته ، بيخته ، با يك دام ، روغن مذكور بياميزند

--> ( 1 ) - جست : توتياى رومى ( ف ) . شبه ( ع ) . ( لغات فيروزى ) . اسم هندى روى .